صد و چهل و پنجم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
رفتم پیش دکتر...یعنی رفتیم.من و اون.برای مشاوره ی رابطه!هفته ی بعد معلوم میشه خنده ت نگیره اما میدونی دکتر چی گف؟بهم گفت اون خیلی پر انرژی و خوبه و اگه تو اینجوری ادامه بدی میذارتت کنار... خب وقتی من میگم هیچکی نمیتونه تحملم کنه همه تعجب میکنن!!!اما همینطوره به دکتر گفتم حالم خیلی بده،گفت نیازی نیس ...
صد و چهل و ششم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
امروز دوس دارم کلی کار انجام بدم ولی نمیتونم...لی میاد عروسک هارو میگیره.بعد میخوام بشینم بدون اضطراب فکر کنم میتونم چی کار کنم.دوست دارم یه کارای جالب انجام بدم.مثلن اگه شد الگوی زن رو تند تند بکشم.بعد بشینم یه چیزی گلدوزی کنم واسه یقه ی مانتوم... یعنی من یه مانتوی مشکی ساده دارم میخوام روش گلدوزی ...
صد و چعل و هفتم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
همش خودمو جدا میدونم از ادما.باید بگم همش به خودم که جزئی از کلی...انقد خودتو تک افتاده نبین
صد و چهل و هشتم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
میم گف میخواد بره پیش دکترم،دو شنبه میره...همه مون خلیم.فک کنم فقط سین حالش خوبه.چون ب هم استرس های زیادی داشت. میرم باهاش چون میدونه دوست داره احتمالا یکی باهاش بره.سین که نیس.خب من مبرم همش فکر میکنم این کارم انرژی زیاد گذاشتنه؟بعد نمیدونم!هیچی نمیدونم. این روزا حس خلا و تنهایی زیادی دارم.یه جور م...
صد و چهل نهم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
یا خدا!!!!!من خودمو چطوری نشون دادم؟یکی چرا همه سیریشا میفتن به جون من!!! یارو از دیروز که جویین شده کانالم صد تا پیام ناشناس داده!!!۱بعد بعضی شو که جواب نمیدم ناراحت میشه الانم میگه بیا کانالم و از کانالم فوروارد کن تا ممبر بگیرم!!!!! وااااای کلافه ام از این دیوونه ها!!!!!
صد و پنجاهم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
اینجام تو پست صد و پنجاهم.یعنی تا الان دلم خواسته باشم.ازینجا خوشم میاد اما انگار زیادی ناراختم.  از صب تصمیم گرفتم شروع کنم الکی به خودم حس خوب دادن.هیچ موضوعی واسه ناراحتی نیس.مبخوام که سعی کنم ناراحت نباشم.حالا به هر حال.نتیجه ش معلوم میشه.فکر میکنم باید دمبال هیچی نباشم فقط روزهارو بگذرونم.مهم ن...
صدو پنجاه و یکم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
امروز سر کلاس در حال کار گروهی بودیم وباید صحبت میکردیم و هد کی نظر میدادو فلان که اخر سر یکی از بچه ها گف تو ایده الیستی من ازینکه بگم ایده الیست یا ارمانگرام خوشم نمیاد.این کامنتی که اصولا از بقیه دریافت میکنم...من حس میکنم انقد داغونم که خنده داره بگم ایده الیستم.کلن چیزیه که ازش خجالت میکشم به ه...
نود و پنجم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
یه چیزی هست که فهمیدم.من خودمو مجبور میکنم همش برعکس خودم باشم.گاهی میگم شاید هم چیزا و کارایی که دوست دارم!!!نمیدونم ولی به هر حال من گیر میدم به خودم نمیدونم...البته تا وقتی که ازار دهنده نباشه دیگه تصمیم جدی گرفتم سر عوض کردن دکترم.یه دکتر خوبم پیدا کردم.فقط جاش کمی دوره! حالا بریم ببینیم چی میشه...
نود و شیشم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
وقتی بعد به هفته رفتم کانالم نوشتم واسمپیلام ناشناس چندتا اومد که چه خوب که اومدی باز با خودت انرژی و حال خوب اوردی من که افسرده ام و قرص میخورم :)) عجب جای عجیبیه
نود و هفتم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
دوس دارم به خودم بگم اروم باش.تکانشی عمل نکن... اروم باش و سعی کن خوووب فکر کنی.سعی کن راهی پیدا کنی برای خلاصی.حزف نزدن.شاید خرف نزدن راهش باشه... کارش باشه.حقش باشه.نمیدونم چی کار کنم.ذهنم اشفته س... این حتی از اشفتگی بیرونم هم معلومه... حالم به طوریه.نمیدونم دارم چی کار میکنم. نمیگم بدم،امل یه جی...
نود و هشت - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
نشستم بادیگاردو دوباره دیدم و دوباره دوسش داشتم.حالا نمیدونم شاید من کلن به سینمای ارزشی علاقه دارم!!!به هر حال باز دوسش داشتم من خیلی زیاد حس های متناقض دارم...حالم خوبه ولی بده!یعنی من دارم توی دنیای دورنگی زندگی میکنم که شدیدا هم حالمو بد کرده! من خیلی خود کم بینم.این داره ازارم میده.من خیلی نیاز...
نود و نهم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
فهمیدم چرا حس میکنم نباید مزاحم منظر شم.چرا یهو حس میکنم شاید حال و حوصله ی منو نداشته باشه... چون من باهاش درباره ی اون چیزی که اینهمه وقت تو دلم نگه داشته بودم حرف زدم و بعد مدتی حس بدی نسبت به خودم گرفتم... حس اینکه دوس دارم خودمو کمرنگ کنم... یعنی حسِ کاملا به خودم برمیگرده... اینکه حس میکنم خود...
صدمین - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
من دروغگوئم. به خودم دروغ میگم و خودمم باورش میکنم من فکر میکنم تو این مورد به خصوص بلید به خودم دروغ بگم.... باید بگم سین جان اینحوری نیس و بعد خودمم باورش کنم بعد خوب شم چرا اینطوری شدم
صد و یکم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
رفتم دکتر...شاید اگه نانا نبود من باز اینبارم ممکن بود کنسل کنم.راستش این دکتر حس میکنم بهتره...نمیدونم اولین جلسه بود...ولی خوب بود واسه اولیش... کمتر حرف زدم و اون بیشتر حرف زد...چیزایی ازم خواست.تست گرفت...من خیلی بهترم.خیلی بهتر از قبل.استرسم کم شده.اضطراب و خشمم  ولی خب باید روان درمانی شم چون ...
صد و دوم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
دوست دارم جمع و جور کنم خودمو...موندم چی کار کنم.من دوست دارم کمتر ادم دورم باشه...بعد دکتره اینجوری میگه!!! نمیدونم.فقط اینو میدونم باید کمی بی خیال تر باشم.کتاب روانشناسی عزت نفسو تموم نکردم و باید تمومش کنم...باید سعی کنم یه جورایی درست شم...حالم خوبه، ولی درونم نه! هنوز نمیتونم بگم یه چیزایی واس...
صد و سوم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:16
حسته ام...یعنی حس میکنم دیگه هیچی مهم نیس واسم...خسته شدم...من دوست دارم برم تنها باشم گور بابای حرف دکتر اه
صد و چاهارم - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 2:15
یاد اونوقتی افتادم که فلانی گف نوشته هات خطاب به منه و این اعصابمو خورد میکنه! من بهش گفتم نه!در حالی که بود...نه که بگم به اون میگفتم.منتها رفتارای اون شخص مورد پسند من نبود و من یه موقع میخواستم چیزی بنویسم خب ناخوداگاه اون تو ذهنم بود و حرصی که از کارای بدش داشتم،خب چیزی که عوض داره گله نداره حال...
هفتادم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:15
امروز از صب رفتم پیشش و فقط خوابیدم:| من واقعا خوابم میاد.دیشب انقد بچه ها حرف زدن بلند بلند که اصن نتونستم بخوابم.بعد دیگه کل روز خواب بودم.مریض هم شدم.حالم بده.از سرما خوردگی متنفرم.مخصوصا وقتی بینیم کیپه.کاش زودتر خوب شم.  دلم عجیب و غریب لباس میخواد.از یه طور له له زنون طوری.نمیدونم چی کار کنم و...
هفتاد و یکم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:15
ادما سعی میکنن به دیگران احترام بذارن... در حالی که اول باید به خودشون بذارن 
هفتاد و دوم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:15
بابد از ادمای تنها ترسید... از ادمایی که تنهان و تشنه ی محبت،باید اینطور بگم که باید از ادمای کمبود محبت دار ترسید... اینا یه جوری ان.به نظرم اون دختره اون طوریه... یعنی اینطوریه که ادم ازش باید بترسه چون انقد خالیه که واسه نگه داشتن دوستاش نمیدونه چی کار کنه!  واسه ارامش فکر چند روزی دورم ازین جمعا...

برچسب‌های مرتبط

سوره نود و پنجم قرآن | سوره نود و پنجم | نام سوره نود و پنجم قران | نود و هشتیا | نود و هشتيا صفحه اصلي | نود و هشت لاو | k kill | k kilpatrick | k kilo | صدمین سوره قرآن