هفتاد و سوم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:15
یهو دلم هوس نوشتن کرد.با اینکه خیلی خوابم میاد اما دلم خواست که بنویسم.دو نارنگی خوردم تا پرشین باز شه!!!به نظرم اینهمه فرزی خوب نیس تو خوردن!!! به هر حال...فردا میخوایم بریم مهمونی و اونایی که اون خاستگارو معرفی کردن هم هستن و من نمیدونم چرا دلم نمیخواد ببینمشون. نمیدونم چرا حس میکنم دارم گه میزنم ...
هفتادو چهارم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:15
فکر کردن بخ بعضی از مسائل سخته... فکرم درد میگیره و دوس دارم بیخیال بیهیال باشم... که واسم اصن مهم نباشه.هیچیش.... اخه یه وقتا میگم شاید هم حیف بود!  شابد من میتونستم درستش کنم... بعد میبینم خب من یه چیزایی دیدم که راه برگشت نمونده! اخ از ادم ها...من میتونم درک کنم ادم هایی رو که وقتی ناراحتشون میکن...
هفتاد و پنجم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:15
شوخی شوخی رسیدیم به هفتادو پنجمی  میخوام هررر شب بنویسم.اما نمیشه.  دلم گرفته.دلم عحیب و غریب گرفته.چیزی که میخوام اینه که... اینه که ببینم همه چی خوابه... اتفاق مزخرف دیشب واسم مث شک بود.نیاز دارم گریه کنم اما تا الان نشده.وقتی گریه مو نگه میدارم بعدن حالم بدتر میشه... میشه استرس...ارامش ندارم.کلاس...
هفتاد و شیشم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:15
خیلی خیلی سعی میکنم قوی باشم.و خیلی خیلی نیستم...همش این جمله ی سلنا تو گوشمه و میگم نباید بذارم شکسته بمونم..  .نه غرورم نمیذاره.بهش بر میخوره. بیشتر مشکلم همینه...غرورم نمیذاره که خیلی حاها بگم دردم اومده...اگه بگم حس بد پیدا میکنم از همه چیز دلخورم امروز. هوا خوبه،اتفاقا خوبن،من درگیر چیزای بد نی...
هفتادو هفتم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:14
اه لپتاپمو میخوام.اعصابم خط خطیه این چند روز کلی حرف بوده که میخواستم بگم و نتونستم و رفتم تو اون کانال گفتم و بعد پشیمون شدم.اه اه این روزا واقعا ذهنم خسته س.چشمم خسته س.چرا همیشه شورشو درمیارم.ها؟چرا نمیرم دکتر ها؟چرا انقد اشغالم... الان زنگ میزنم یه وقت میگیرم ازش.مهم نیس کلی حرف بود :"(
هفتاد و هشتم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:14
مغزم خاموش نمیشه.من حالم بد نمیشه،من یهو منهدم میشم!!!  از نکات عجیبمه! یه دفعه درحالی که به نظر نمیاد منهدم میشم...کاش میتونستم حس بهتری داشته باشم.کاش راهم معلوم بود.الان در وضعیتی هستم که از بیشتر ادما بدم میاد،میگم بیشتر چون از همه شون بدم نمیاد. حوصله ندارم.میخوام عوض شم.یه عوض شدن عجیب و غریب ...
هفتادو نهم - تاریخ: 1395/9/24 ساعت: 18:14
جالبه،باز یکی از حرفایی که دکترش لهش گفته گف و من دیدم عه من درست فهمیده بودم پس هر چند حالم بده ازینکه تا ادما از درداشون میگن من فوری پی دلیل تو رفتارای خودشون میگردم اما خب یه کمی ام خوش خوشانم میشه راستش صداقت فقط در کلام نیس... صداقت تو رفتارم هس. فهمیدم چرا ازون دختر حس منفی میگیرم با ابنکه گا...

برچسب‌های مرتبط

سوره نود و پنجم قرآن | سوره نود و پنجم | نام سوره نود و پنجم قران | نود و هشتیا | نود و هشتيا صفحه اصلي | نود و هشت لاو | k kill | k kilpatrick | k kilo | صدمین سوره قرآن