شوخی شوخی رسیدیم به هفتادو پنجمی
میخوام هررر شب بنویسم.اما نمیشه.
دلم گرفته.دلم عحیب و غریب گرفته.چیزی که میخوام اینه که... اینه که ببینم همه چی خوابه... اتفاق مزخرف دیشب واسم مث شک بود.نیاز دارم گریه کنم اما تا الان نشده.وقتی گریه مو نگه میدارم بعدن حالم بدتر میشه... میشه استرس...ارامش ندارم.کلاس خیاطی هم که شاگرد تنبله منم.چی کار کنم.الگو کشیدم ولی اشتباه درومد :/ حال نداشتم باز بکشم... دچار خستگی مغزم.
چی میشد یه دفه همه چی خوب میشد! چی میشد؟من خسته ام... یه انرژی زیادی ازم سلب شده
دلم میخواد کلاس خیاطی نرم،صبح زود بیدار شم.به کارام برسم.عروسکارو بدوزم.بعدم کمی زبان... چقد نیاز به خلوتی دارم.کاش یکی گوشی مو بگیره. خسته سدم از کانالم.
باز گیر دادم بهش. باز گیر دادم به رابطه م.ایراداش واسم گنده سده میاد به چشمم... میشه قوی شم لطفا؟من باید قوی شم! دوس دارم بهم بزنم.دوس دارم اون با من بهم بزنه
چرا ولم نمیکنه عجیب نیس؟اه خسته ام خسسسسسسته
برچسب: عنصر هفتاد و پنجم,قسمت هفتاد و پنجم جومونگ,اصل هفتاد و پنجم قانون اساسي,
نویسنده: پارسا کریمیان