داشتم خودم رو ملامت میکردم که چرا کانتل نویس شدم و از وبلاگ نویسی رفتم...چرا وبلاگ نمیخونم دیگه...همیشه وبلاگ چیز دیگه ای خواهد موند...دوست دارم اون نشستم ها پشت میز و با فکر نوشتن ها...اما کانال زیادی در لحظه س منتها اعتیاداوره...نمیتونی ولش کنی.مخصوصا منی که تا چیزی به ذهنممیرسه مینویسم
کمی غمگینم و اگه بخوام رو راست باشم حسود...اینکه به کی و چی؟باید بگم همه و همه چیز
حس خوبی ندارم.گره افتاده به کارم هرچند وقتی برمیکردممیبینم همیشه گره بوده...غمگینم.خیلی غمگینم
البته چیزهایی به ذهنمزده ولی من بدجوری کندم عصبی اماز خودم.شایدچند روزی قید تلگرام رو بزنم.زیادی درگیرم کرده بایدبشینم کارهارو سامان ببخشم شاید کمیاز استرسم کمشد :(
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیان
تاريخ: شنبه
27 خرداد
1396 ساعت: 12:02