صد و هقتاد و چاهارم - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:16
سال جدید داره میاد.میخوام برم ببینم تو سالی که گذشت و بد بود و چند نکته ی خوب هم داشت از اون لیست نه چندان بلندی که نوشته بودم چیارو انجام دادم و چیارو انجام ندادم. و تصمیم دارم از روز چهارشنبه بشینم و خوب فکر کنم.هیلییی خوب.  یادداشت هارو بخونم و سعی کنم بفهمم از کی به این روز اقتادم... و بتون
صدو هفتادو پنجم - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:16
امروز خوب بودم.نمیدونم اثر چی بود!حالا شاید هم طبق معمول الکی خوب بودم دیگه! یه سری مسایلی هست که هر روز بهشون فکر میکنم یعنی هر روز ذهن من رو درگیر میکنن...دوست دارم حلشون کنم.دوس دارم به بیخیالی اون مرد توی فیلم باشم.میدوتم که میشم. بعضی چیزهارو از دست میدی تا چیزهای جدیدی بدست بیاری.و بعد اگه حوا
شصت و سوم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
قلبم داره میکوبه به سینه م مامان حالش بد شده نصفه شبی چونکه  میم حالش بده چند روزه. من هم حالم بده از حال بده خونه
صد و شصت و سوم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
چقدر خوبه اینجا مینویسم.چقد بده انقد پریشون حالم این چند روز اتفاقای بدی افتاده.همه جا التهاب داره.حال من چطوره؟من همیشه تا پایان بحران خودمو خوب نگه میدارم و بعد که تموم شد انگار منم شل میکنم میفتم... الان تو مرحله ی  قوی نگه داشتنم مثلن کابوسا تموم نمیشن. فهمیدم عادت صبح پیاده روی کردن از حال بد ر...
صد و شصت و چاهارم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
عوارض قرصام خودشون مث بیماری ن اضطراب خواب الودگی کاهش ضربان قلب و احساس درد در فلان جاها و مشکل در تصمیم گیری و ...جالب ترین قسمتش اونجاس که گفته کاهش دقت در انجام کارهای عملی... یعنی عروسک نمیتونم بسازم 
صد و شصت و پنجم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
دکتره میگه قبلن چه قرصی استفاده کردی میگم یکیش ابی بود یکیش صورتی :))))همینقد احمق وزنم دو کیلو کم شده اما از عوارض قرصه اضافه وزنه :((( راستش حالم بده.کلن همه چی خیلیییی بده و جریان قرصا کم اهمیت ترینشونه اما من همیشه تو این وضعیت ها واسم کم اهمیت ترین موضوع گریه میکنم 
صدو شصت و ششم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
امروز وقتی از کلاس برگشتم دیدم هم مه حالش خوبه و هم مامان.منم حالا حالم بهتره و کمی همه چی به یه ورم ... دوست دارم این مشکل حل شه.الان خوبم فاز چسناله نیستم. به طور واضحی نوسان داره حالم.این خودمم حسته کرده اما حتمن بعد قرصا بهتر میشم.امید وارم. فردا از صب عروسک میسازم و بعد از ظهر یه سر میرم اون پا
صد و شصت و هفتم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
طبق معمول از خودم رنجیدم.نمیدونم چرا همش اشتباه پشت اشتباه...نمیدونم چرا نه تعادل دارم نه هدف دارم نه ادمم... خسته ام کمی...هیچی ارومم نمیکنه.میخوام چند روز متمرکز باشم اما این روزا بیشتر از همیشه تمرکزم رو از دست دادم.البته دیگه حالم بد نیس مث دو سه روز پیش که مدام و بی وقفه گریه کردم.الانا فقط خیل
صد و شصت و هشتم | رمز:168 - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
مشاهده یادداشت خصوصی
صد و شصت و تهم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
انگشتام بی ریخت شدن از بس کندم پوست دور ناخونمو :(((  کلن زشتم.چند روز دیگه برم موهامو رنگ کنم و کوتاه کنم.بلکه کمی خوشگل شم.ابروهامم وردارم. راستی هنوز لباس پیر زن رو ندوختم.وای چی کار کنم.کی بدوزم.اه چی کار کنم.دیگه.
صدو هفتادم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
دیشب توی دفترم نوشتم از خودم.بی رحمانه نوشتم.همه چیز رو درباره ی خودم.بعد کم اوردم.دیدم واقعا من به درد نخورم.نه نا امیدانه راستش.باز هم میخوام بنویسم.میخوام بنویسم بی رحمانه!میخوام دیگه درست شم.میخوام پیچ و مهره ها بیاد سر جاش... نمیدونم چی کار کنم.حالم بد نیس الان.خوبم.دکتره پرسید دلمرده ای؟گفتم ک
صدو هفتادو یکم - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 4:18
فکر میکنم میدونم دلیل اصلی اینهمه اضطراب و دلشوره از کجاس.اینکه من خودم رو نپذیرفتم...من خودم رو قبول ندارم و نمیپذیرم...من همش فکر میکنم باید طور دیگه ای باشم تا خوب باشم و خود بدم رو نمیپذیرم.و این بزرگترین رنج.ما هیچ کس رو نزدیک تر از خودمون به خودمون نداریم و حالا من خودم رو خوب نمیبینم و ازون ب
صدو پنجاه دوم - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 3:59
این روزا بغضمو قورت میدم فقط.بعد میام اینجا حرف میزنم یا تو دفترم مینویسم.روزایی که نتونم حرف بزنم هم خیلی بدتر میشه.چون دیگه نمیتونم بیام حرفای قبلی رو بگم... از صب دو بار خواستم حسم راجب به قرار دیروز و رابطه م و حال رابطه مو حسم بنویسم...اما هر دوبار نشده. این روزا همش اهنگ فیلم رگ خواب رو گوش می...
صد و پنجاه سوم - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 3:59
از صب به خودم گفته بودم که میتونم شب حسابی گریه کنم حالا جنبه ام ندارم که بند نمیاد حالا
صد و پنجاه و چاهارم - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 3:59
نصفه شبی حالا سینا مسیج داد غلط کردم اصن نمیخواستم به اینا شماره مو بدما!!!اه
صد و پنجاه و پتجم - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 3:59
انقد گم شدم که حتی نمیدونم چه اتفاقی بیفته خوشحالم میکنه... همه چیز میتواند مرا خوشحال کند اما هیچ چیز نمیتواند غم مرا از بین ببرد... یه روز اینو تو اینستاگرام خوندم و دیدم چقد منم...اما حالا اینم نیستم
صد و پنجاه و ششم - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 3:59
دوست دارم بشینم همه ی کارایی که مونده و یادم رفته رو بنویسم و انجامشون بدم...دونه دونه...و بعد همه رو انجام بدم.تموم شن برن دوس دارم کمتر گوشی به دست باشم.و بعد عوضش کارای مفید بکنم.کتابای نخونده رو بخونم...کازای نکرده رو بکنم...اینطوری شاید حالم بهتر باشه...دوس دارم این موضوع رو... اینهمه که تو کان...
صد و پنحاه و هفتم - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 3:59
برای من بزرکترین بحران خاور میانه تویی که یه شبانه روزه داری فقط راه میری و لب به غذا نمیزنی.. برای من برای دنیای من شادی ای نمیتونه وجود داشته باشه.... 
صد و چهل و سوم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
اینکه تا میام بنویسم حرفام میپرن رو اعصابمه... پنجشنبه یک روز خیلی استرسی ای هستش واسم.ولی دوست دارم زودتر بیاد و برم و شیرین بخرم از هانس و کلن دوست دارم که بشه...میترسم که نشه و ما نتونیم بریم و خیلی بدشه واسم :( دارم سعی میکنم که وقتم رو کمتر تلف کنم.کمی به خستگی رسیدم و کمی مضطربم و از اضطراب مض...
صد و چهل و چاهارم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 2:03
توی فنجون مورد علاقه م چای سبز ریختم که با خرما بخورم.خیلی گشنه ام.رژیمم به جاهای سخت رسیده.همش گشنه ام.ولی خب وقتی میبینم بقیه میفهمن لاغر شدم خوشحال میشم. در واقع لاغر نشدم و فقط سایز کم کردم.همیشه اینطوریه.من دوس دارم وزن کم کنم یعنی برم رو ترازو ببینم کم شده وزنم.اما الان راضی ام همینکه کلن لاغر...

برچسب‌های مرتبط

سوره نود و پنجم قرآن | سوره نود و پنجم | نام سوره نود و پنجم قران | نود و هشتیا | نود و هشتيا صفحه اصلي | نود و هشت لاو | k kill | k kilpatrick | k kilo | صدمین سوره قرآن