دیشب توی دفترم نوشتم از خودم.بی رحمانه نوشتم.همه چیز رو درباره ی خودم.بعد کم اوردم.دیدم واقعا من به درد نخورم.نه نا امیدانه راستش.باز هم میخوام بنویسم.میخوام بنویسم بی رحمانه!میخوام دیگه درست شم.میخوام پیچ و مهره ها بیاد سر جاش...
نمیدونم چی کار کنم.حالم بد نیس الان.خوبم.دکتره پرسید دلمرده ای؟گفتم که اوضاع زندگیم اونقدری وخیم هس که خب اگه دلتنگ باشم طبیعیه.اما دلمرده نیستم....خب اما دلمرده نیستم.گفتم اتفاقا زود خوشحال میشم اما بعدش خودمو سرزنش میکنم که حالا چی بود که اینهمه خوشال شدی!!
به هر حال.میخوام امشب هم بنویسم.تو دفترم.بی رخمانه
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیان