امروز از صب رفتم پیشش و فقط خوابیدم:| من واقعا خوابم میاد.دیشب انقد بچه ها حرف زدن بلند بلند که اصن نتونستم بخوابم.بعد دیگه کل روز خواب بودم.مریض هم شدم.حالم بده.از سرما خوردگی متنفرم.مخصوصا وقتی بینیم کیپه.کاش زودتر خوب شم.
دلم عجیب و غریب لباس میخواد.از یه طور له له زنون طوری.نمیدونم چی کار کنم والا.بی پولم.یعنی پولامو احتیاج دارم.باید یه وقت واسه موهام بگیرم.سفیدی موهام زیاد تر شده و بدجوری رو اعصابمه :( حس بدی دارم نسبت به همه چی... دپست دارم قوی باشم.خیلی قوی.ولی نیستم خب.دوباره کمی حس خود متنفری دارم.نمیدونم هم چرا.حالم بد نیس اما حس های بد دارم.باید یه وقت مشاوره هم بگیرم.کلن همش پول دکتر بدم :)))) نه وبی میخوام بگیرم لباس.فردا عروسکه پسره رو درست کنم.بعد عروسک دو قلوهارو.بعدم یه سری عکس جدید.اما دلم کار معماری میخواد. واسه چی انقد بی عرضه شدم؟کی انقد م شدم که نفهمیدم چی میخوام؟کتاب روانشناسی عزت نفس رو میخونم و همش تشوب میشه دلم ازینهمه که میبینم بینشم چقد غلطه! من یه جورایی ریدم به خودم.اما باز سازی میشم... درست میشم.امیدوارم.
خیلیییییی زیاد دلم بیرون رفتن و خوش گذرونی با دوست میخواد اما دوستی ندارم،میدونی دوست دارم کسی باشه که من بتونم باهاش وقت بگذرونم... یعنی کسی که بتونم جدا زیاد باهاش باشم...نه این بیرون رفتنای مزخرف. همیشه همینه وقتی دوست نمیخوای کلی ادم دورته وقتی دوستی نداری پرنده پر نمیزنه :)) ب هم راهش از من سوا شده.میدونم خیلیا میتونن از راه دورم دوست باشن من فهمیدم این تپانایی رو ندارم.من دوست دارم وقت بگذرونم با دوستم.تجربه ی جدید بسازم.ولی خب واقعا دورم خالیه.تقصیر خودمم هس.تو هیچ اجتماعی نیستم... خودمم اهل نزدیک شدن نبستم. تو کلاس خیاطی و زبانمم که قربونش برم همه شوهر کردن!!! قحطی شده به قرعان
نمیدونم والا... خسته شدم. حال فکر کردن ندارم.الان پاسم مهمه تو معماری کاری کنم.اما من ساعاات زندگیمو خیلیییی هدر میدم.همش دارم هدر میدم.خیلی کندم. اما از رو نمیرم.انقد تلاش میکنم تا تخر درست شه.چی کار کنم دیگه
برچسب: هفتادمین جشنواره ونیز,هفتادمین جشنواره فیلم ونیز,هفتادمین مراسم گلدن گلوب,
نویسنده: پارسا کریمیان