دوست دارم بتونم کار مهمی بکنم یعنی دوست دارم بتونم پول دربیارم و این یکی از دغدغه های مهم ذهنم هستش...خب اینکه ادم پول درنیاره ولی هزار جور سرگرم باشه باز حس خوبی بهش دست نمیده مگه اینکه در حال کسب علم باشه ...هووووف
این روزا بیخیالم و میدونم که اثر قرصاس.ولی نمیدونم خوبه یا نه!نمیدونم.
یه تغییری توم ایجاد شده.یعنی شدم مث قبلن که همیشه فقط کاری رو میکردم که دوس دارم نه کاری که تو رودر واسی بکنم...
راستش خیلی چاق شدم یعنی یه اتفاقی تو بدنم افتاده من پاهام همیشه خیلی خوش فرم بوده شاید چون همیشه پیاده روی میکردم تو زندگیم و چند وقتی هس که واقعا بد فرم شده! و نمیدونم هم که دلیل چی میتونه باشه و چرا اینطوری شده.فقط میدونم باید یه کاری بکنم واسه ش تا افتضاح تر نشده...خیلی حس بدی دارم نسبت به بدنم حس میکنم بهش نمیرسم.حس میکنم داره بد میشه :(
زندگیم رو گه گرفته کاملا...از هیچی راضی نیستم.حس خوبی هم ندارم.خیلی دوست دارم دایره ی دوستامو مخدود کنم و انقد همه بهش مسیج ندن...الان حوصله ی این ادم جدیده که هی مسیج میده از لباس حرف میزنه رو ندارم.یا اونی که گف برم خونه ش.دخترای خوبی ن.منتها من الان تو شرایط ارتباط تازه نیستم
گیرم باشم.نمیخوام با دختر متاهل دوست باشم (نه که ایرادی داره) یا یه دختر ۲۰ ساله.چونکه الان شدیدا نیاز دارم به یکی شکل خودم.با دغدغه های خودم.کسی که بتونیم همراه باشیم...من الان اصلا حوصله ی دغدغه های یه دختر ۲۰ ساله رو ندارم...چه میدونم...بی حوصله م و یه استرس زیر پوستی ای دارم که نمیدونم واسه چیه :(
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیان