خرید بک لینک

درباره سایت

باید بی وقفه حرف بزنم...

امکانات وب

نه که بگم غمگینم همش.نه!اما خب غم ته دلمه.

خوشحالم قرصا خیلی روم جوابه.اوضاع جوری بده که اگه تو حال گذشته م بودم احتمالا الان رو به موت بودم.اما حالا خیلی صبورم.حالا میگم لابد نوبت خوشی منم میشه.

میم حالش خوب نیس.اس زندگیش به فاکه و تاثیرش مستیقیم رو ماس.اون؟هووووف بیکار شد.به همین مسخره ای...هوم هیچ وقت نوبت من نیس.خوشی و ارامش من نمیرسه...

نمیدونم چی کار کنم.گاهی فکر میکنم باید جدا شیم.اون به خاطر من تصمیمای عجیب میگیره و اخرش خراب میشه همه چی...چقدر مسخره س نه؟داشتیم میرفتیم مشاور خیر سرمون

به هر حال الان معلوم نیس چی به چیه.نمیدونم.یه تصمیم هولناکی با خودم گرفتم.که...که نمیدونم.کاش بشه تصمیم درست گرفت...دوست دارم از همه ی بدشانسیا و بدبیاریا و سنگایی که جلوی پای ادم میفتن در برم...دوس دارم فرار کنم.دوس دارم برم بتونم یه سرزمین اروم پیدا کنم واسه خودم...خیلی اروم.خیلی ...

برچسب: نویسنده: پارسا کریمیان تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:47

صفحه بندی